<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>کاکتوس</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 22 Oct 2020 07:24:18 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>باغ عدن</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/99</link>
<description>محکم‌تر از چینه‌دان خروس‌، خونِ بدنِ نرمانرم زیر خونداس نیروهای متکثر از افعال تهی همچون این شعر چکاچک‌ از چاک شتک‌زده به هستی چون وقتی که پوسته‌ی دارچین، زیر آسیای سنگی استخوان خُرد و از کرانه به هیچ ساقط، صندلی استنطاق کورپایی و کَردستی از تاکستان بی‌رگ و باغ‌های پهلوشکسته‌ی انار بی‌شنیدن، اَبا ندیدن شکافنده و چلاننده و چمباننده آنچه باقی ما‌ند نَشَراب طاهر و مشمئز پاک و نخوردنی سفیدابران خاطی، هر آینه تنها بر غم تو ‌شاش‌کنان رد ادرار از دل حبة‌الخضرا،</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:24:18 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/99</guid>
</item>
<item>
<title>در افق</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/98</link>
<description>مردی از گوشه‌ی شرقی کویر، از مصر یا دقیق‌تر از طبس در بدنش در ساق‌ها، در بازوانش، نَقْب زده است، برای آن که روح عُروج کند. - سلام بر زائِر که هر سلام، انسانی است در شیطنت هوا - سلام بر سائِر ریز ریز خون بر روی شن می‌چکد از سوراخ‌ها و با هر تپش، شتک سرخی- روحش- بر زمینه‌ی آبی‌کِرِم.</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:23:20 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/98</guid>
</item>
<item>
<title>اعلان</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/97</link>
<description>گوگرد در دهانم می‌پیچد زبانم تلخ، زبان‌چه‌ام ناامید مشت به سق امروز که هوا را در کیسه می‌پیچند و صبح فردا پیش از صدای اذان اول بر درخت کُنار سوخته یا سیب سیاه آونگون می‌کنند و در چاشت -کوتاه اما نانجیب- می‌خوانند دودها از فراز شهر رفته‌اند، ما دی‌اکسید‌گوگرد را پیگیری کردیم، و با کار بی‌وقفه، در آزمایشگاه یا شهر، به سرچشمه‌ی آلودگی‌ها رسیدیم. و صبح سحر، پس از اذان اول آن را از درخت سپیدار کشیده یا سروناز کهنسال به قانون هیاهو آویختیم و مردم با هی و با هو،</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:21:56 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/97</guid>
</item>
<item>
<title>جوانان</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/96</link>
<description>چشم دوخته فروجستگی کوچکی روی ناخن‌تراشیده‌ی دیوار کنار تنبوری که با یک سیم صدای خفگی می‌دهد. که از پشت آن، و پیش‌تر از پشت، لطفعلی‌خان کرمان را راه نمی‌دهد. جیرفت بر لبه‌ی حقه سیاه می‌شود و شهر از نو می‌سوزد. هزار کله سوار شده، آب می‌ریزد، لب به لب، پاچه به پاچه، بناگوش تا بناگوش، زبان تا زبان، مغز تا مغز. از شیراز پیکی می‌رسد نامه‌ همه هیچ، جامه همه سرخ. سلامتیِ آن همه کله، آن همه چشم، که دنیا را می‌پایند.</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:20:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/96</guid>
</item>
<item>
<title>شب</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/95</link>
<description>شب‌ها که ناگاه کودکی، اسبی، پرنده‌ای به زیر خاک خویش چشم می‌دوزد و در تقلب، هُرِه می‌کند باد به میانه‌ی دو ساختمان حمله می‌برد عور و مستضعف چانه‌ها می‌لرزند چون شکسته‌شیشه‌ها و ویران‌دیوار خانه‌ها و پرنده‌ها که در تاریکی کوچ می‌کنند و در روشنا در هیئت گلوله‌های آتشین‌رو و سیاه‌جامه پله‌پله مترو را ترک می‌کنند کوچه از صدایشان خالی می‌شود همچنان که از صدای زنان خالی و از تن تهی، از رنج عاری مثلث‌ها و مربع‌هایی رنگین‌اند سرخ و سفید و گاهی سیاه و اسب نجیب در</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:18:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/95</guid>
</item>
<item>
<title>هجرت</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/94</link>
<description>آن چنان که سنگ در اوج به خواست خویش زمین را مقصد می‌گیرد یا خلنگ کتیرا که با اراده در باد می‌نشیند و به فراسو سفر می‌کند و هم‌خوابگی مورچه‌ با کیسه‌ی تنباکو در قایقی که از دریا به ساحل انزلی برمی‌گردد</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:18:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/94</guid>
</item>
<item>
<title>خاورمیانه</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/93</link>
<description>امروز که آمدن را آغازیدم از کناره‌ی دره‌های پرت، جنگل‌های گشن، دریاهای مواج در اقامه‌ی رسولان کژرفتار شاهان راست کَرد ار ابروان هلال در میان دُرود، در مَدی بی ترانه، در رنگ‌های اصلی، رنج‌های اصلی در گُر و گُر آبی از آب و زرد از شن و سیاه از نفت و همواره سرخ صبح فردا که از کناره سقوط می‌کنم در جنگل گم می‌شوم و غرقه در دریا. یا در کشاکش با آفتاب مرا خواهی دید در جهانی نو مرا و دیگران را در مدار اعداد در رستاخیزشان در ستون خبرگزاری مرا که ستاره‌ای یخ زده در</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:17:47 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/93</guid>
</item>
<item>
<title>زائر</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/92</link>
<description>تاغ‌ها برای چه کس کمر خم کرده‌اند؟ آن کس کو راه را در خواب دیده اما شب را در کژراه بیابان، میان عقربان و خَرفَستران به صبح رسانده است، چونان ایزدی تنها، لمیده بر شن.</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2020 07:17:08 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
<item>
<title>شب آبادان</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/91</link>
<description>از پس گردن یا در خط‌الرأس شانه، تعدد حوادث را از عقب نگریستن، از شب بصره یا فاو وهمِ گذرانِ سیال ِ صحرا شغال همپای تو سکوت می‌کند. زوزه می‌کشد، با هر نگاه ترسان. در از داخل به بیرون باز شده تاریکی لیسک پشت چفت کانتینر پشت گمرک، از جدار نفوذ می‌کند جای گرفته در جرزها. روشنی بر خانه‌ای خراب چیست؟ تکرار ویرانی، تیزی لبه‌های تباهی هر تِرِشکه‌ی نور، آذری ناغافل و ناگه میان کاهدان. ماغِ بلاواسطه، جهانی را به منخرین خود فرامی‌خواند.</description>
<pubDate>Thu, 11 Jun 2020 17:13:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>ماجرای نخستین</title>
<link>https://kaktoos13.blogfa.com/post/90</link>
<description>ماجرای نخستین را از چه کسی باید پرسید؟ دمادم غروبی که نبود، با دوربینی که نبود در جهانی که نبود، رنگ ناسبز، شاید سبزِ کدام نا/رون تناور، کدام چ/نا/ر تکیده را در کدام حافظه ثبت کنیم؟ بر تقویم نیامده، در اولین ناروز نیامده، نور از کجا بتابد بر خاطرمان تا ابهام تاریک‌روشن را به یاد آورد؟ در نابودن ما نارازی بود. همان که امروز بخش‌بخش، از سراچه‌ها و پاشوره‌های ذهن ما سرریز می‌کند. از روزن‌ها بر دهانه‌ی سوراخ‌ها و از سوراخ‌ها در دماغه نقب‌ها جمع می‌شود و ناشب</description>
<pubDate>Thu, 28 May 2020 22:22:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>kaktoos13</dc:creator>
<guid>kaktoos13.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
</channel>
</rss>
